سیاره جدید شازده کوچولو

حالا بعد از کلی گشتن، بالاخره یه سیاره خالی پیدا کردم ...

سیاره جدید شازده کوچولو

حالا بعد از کلی گشتن، بالاخره یه سیاره خالی پیدا کردم ...

بد باش یا بیا

ای کاش بد بودی بانو،

شاید دیگر حداقل به انتظار بودنت نمی نشستم،
یا حداقل باد که رایحه ات را می آورد، باران را نمی آورد،

ولی حالا تو بد نیستی،

خوب تلاش می کنی که خودت را بد جلوه دهی،

ولی هر چقدر هم که شلاقِ سردِ بی توجهی را به سمتم نشانه بگیری،

حس می کنم گرمایت را...

با حضور اسمت در هر جای زندگیم،

با حضور یادت در گوشه کنارِ خاطرات،

با شنیدن ترانه ای که حوالی تو همیشه مرا آرام می کرد،


کاش یا بد بودن را یاد بگیری،

یا بیایی...

یا بیایی...

یا بیایی...........

ترس

می ترسم از روزی که کسی را دوست داشته باشم،

و آن کس تو نباشی بانو،

آنوقت است که خودم به جنگ با خودم خواهم رفت...

موسیقی

توی آهنگ ها سراغِ ردِپایی از خوابت را می گیرم بانو،
آنهایی که برای دلِ خودشان و شااااید هم دلِ دیگری می خوانند،

نمی دانند که چه ها می کنند با دلِ تنگِ خیس خورده ام ...


چه شیرین است نمناک شدنِ بالش هایم در خواب،

خوابی که حضورِ گرمت رویاییش می کند...

you blew me away

آخر من و زلفت را بر باد دادی ....



نامه ای برای گلم

سلام دوستِ خوبم،

امیدوارم حالت خوب باشد،

حال من هم خوب است،

قبلا میگفتند تو باور نکن، ولی من میخواهم تو باور کنی...


این روزها بد نمی گذرد، نه اینکه خوب بگذردها،

ولی بد هم نیست، یعنی دیگر به تلخ بودن قهوه روزگار عادت کردم،

امیدوارم حداقل تو قهوه ات را با شکر بخوری،

یا اصلا یخ در بهشتِ طالبی!!!


از دوستم در کره زمین شنیدم که می گفت گلی برای خودش پیدا کرده،
اخر میدانی، او هم مثلِ من تنهاست،

می گفت تو هم باید به دنبالِ گلِ دیگری باشی،

ولی من گلِ دیگری نمی خواهم، اما او که نمیتواند حرفهای من را بفهمد...


میخواستم بهت بگویم که اگر روزی هم گلی پیدا کنم،

آن گل جای تو را نمی گیرد گلِ عزیزم،

تو اولین گلی بودی که مرا اهلی کردی

و من هم تا آخرِ عمرم اهلیِ تو می مانم...


-------------------------------------------------------------------

همیشه درونِ قلبم برایت عود روشن می کنم ،همیشگی ترین فنجانِ زندگی ام ...