سیاره جدید شازده کوچولو

حالا بعد از کلی گشتن، بالاخره یه سیاره خالی پیدا کردم ...

سیاره جدید شازده کوچولو

حالا بعد از کلی گشتن، بالاخره یه سیاره خالی پیدا کردم ...

you blew me away

آخر من و زلفت را بر باد دادی ....



نامه ای برای گلم

سلام دوستِ خوبم،

امیدوارم حالت خوب باشد،

حال من هم خوب است،

قبلا میگفتند تو باور نکن، ولی من میخواهم تو باور کنی...


این روزها بد نمی گذرد، نه اینکه خوب بگذردها،

ولی بد هم نیست، یعنی دیگر به تلخ بودن قهوه روزگار عادت کردم،

امیدوارم حداقل تو قهوه ات را با شکر بخوری،

یا اصلا یخ در بهشتِ طالبی!!!


از دوستم در کره زمین شنیدم که می گفت گلی برای خودش پیدا کرده،
اخر میدانی، او هم مثلِ من تنهاست،

می گفت تو هم باید به دنبالِ گلِ دیگری باشی،

ولی من گلِ دیگری نمی خواهم، اما او که نمیتواند حرفهای من را بفهمد...


میخواستم بهت بگویم که اگر روزی هم گلی پیدا کنم،

آن گل جای تو را نمی گیرد گلِ عزیزم،

تو اولین گلی بودی که مرا اهلی کردی

و من هم تا آخرِ عمرم اهلیِ تو می مانم...


-------------------------------------------------------------------

همیشه درونِ قلبم برایت عود روشن می کنم ،همیشگی ترین فنجانِ زندگی ام ...

مهربانی نکن

مهربانی نکن....
من عادت ندارم،
غریبه باش،
این همه رفاقت ویترین شده را کدام بازاری داشته است...؟
این همه گلهای رنگی را از کجا خریده ای...؟
من که جیبم به دلم وصل است.
خالیست....
مهربانی نکن من عادت ندارم.
نباش،
نباشیهایت رانقاشی کرده ام،

یک حجم زرد در هشتمین روز هفته به دیوار کوبیده شده...

مهربانی نکن،
بگذار برود ،بگذار برود....
دستی که رفته است .....

نقش

نه اینکه نخواهم نقاشی کنم منِ بی تو را بانو،

نمی توانم زندگی بیرنگ و لعابِ بی تو را بر تخته این روزگار بکشم،

دیگر سیاه هم کم می آورد در مقابلِ این حالم...


فکری بکن بانو،

رنگی بزن این بوم را...

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد


لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر
هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد!


فاضل نظری